خرید بک لینک

من هم میتوانستممثل تمام زنانآینهبازی کنممیتوانستم قهوهام را در گرمای تختخوابمجرعهجرعه بنوشمو وراجیهایم را از پشت تلفن پی بگیرمبی آنکه از روزها و ساعتهاخبری داشته باشممی توانستم آرایش کنمسرمه بکشمدلربایی کنمو زیر آفتاب برنزه شومو روی امواج مثل پری دریایی برقصممیتوانستم خود را به شکل فیروزه و یاقوت درآورمو مثل ملکهها بخرامممیتوانستمکاری نکنمچیزی نخوانم و ننویسمو تنها با نورها و لباسها و سفرها سرگرم باشممیتوانستمشورش نکنمخشمگین نشومبا فاجعه ها مخالفت نکنمو در برابر رنجها فریاد نزنممیتوانستن اشک را ببلعمسرکوب شدن را ببلعمو مثل همهی زندانیها با زندان کنار بیایممن میتوانستمسوالات تاریخ را نشنیده بگیرمو از عذاب وجدان فرار کنممن میتوانستمآه همهی غمگینان رافریاد همهی سرکوبشدگان راو انقلاب هزاران مرده را ندیده بگیرماما من به همهی این قوانین زنانه خیانت کردمو راه کلمات را برگزیدمسعاد الصباح

برچسب: نویسنده: محمد نوروزی تاريخ: پنجشنبه 11 مرداد 1403 ساعت: 11:36

صفحه بندی